دیوان بیدل دهلوی/غزلیات/صبح پیری اثر قطع امید است اینجا
ظاهر
| صبح پیری اثر قطع امید است اینجا | تار و پودکفنت موی سفید است اینجا | |||||
| ساز هستی قفس نغمهٔ خودداری نیست | رم برق نفسی چند نشید است اینجا | |||||
| جلوه بیرنگی و نظاره تماشاییرنگ | چمنآراست قدیمی که جدید استاینجا | |||||
| نقشی از پردهٔ درد است گشاد دو جهان | هر شکستی که بود، فتح نوید است اینجا | |||||
| غنچهٔ واشده مشکل که دلی نگشاید | بستگی چون رود ازقفل کلید است اینجا | |||||
| مرگ تسکین ندهد منتظر وصل تو را | پای تا سر ز کفن چشم سفید است اینجا | |||||
| تخم گل ریشه طراز رگ سنبل نشود | هم درآنجاست سعید آنکه سعیداست اینجا | |||||
| مگذر از رنگ که آیینهٔ اقبال صفاست | دود برچهرهٔ آتش شب عید است اینجا | |||||
| جهد تعطیل صفت نقص کمال ذاتست | یا بگویا بشنو گفت و شنید است اینجا | |||||
| در جنون حسرت عیش دگر از بیخبریست | موی ژولیدههمان سایهٔ بید است اینجا | |||||
| زین چمن هر رگ گل دامنخونآلودیاست | حیرتم کشت ندانم که شهید است اینجا | |||||
| بوی یأًس از چمن جلوهٔ امکان پیداست | دگر ای بیدل غافل چه امید است اینجا | |||||