دیوان حافظ/صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

از ویکی‌نبشته
پرش به: گشتن، جستجو
ساقی به نور باده برافروز جام ما دیوان حافظ  از حافظ
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
صلاح کار کجا و من خراب کجا


صبا بلطف بگو آن غزال رعنا را که سر بکوه و بیابان تو داده‌ٔ ما را
شکرفروش که عمرش دراز باد چرا تفقّدی نکند طوطی شکرخا را
غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را
بخلق و لطف توان کرد صید اهل نظر ببند و دام نگیرند مرغ دانا را
ندانم از چه سبب رنگ آشنائی نیست سهی قدان سیه چشم ماه سیما را
چو با حبیب نشینی و باده پیمائی بیاد دار محبّان بادپیما را
جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را
در آسمان نه عجب گر به گفتهٔ حافظ
سرود زهره برقص آورد مسیحا را