دیوان کامل وحشی بافقی/ای سرخ گشته از تو بخون روی زرد ما
ظاهر
۲۵
| ای سرخ گشته از تو[۱] بخون روی زرد ما | ما را ز درد کشته و غافل[۲] ز درد ما | |||||
| از تیغ بی ملاحظهٔ آه ما بترس | اولیست اینکه کس نشود هم نبرد ما | |||||
| در آه ما نهفته خزان و بهار حسن | تأثیرهاست با نفس گرم و سرد ما | |||||
| رخش اینچنین متاز که پیش از تو دیگری | کردست اینچنین و ندیدست گرد ما | |||||
| سد لعب بلعجب شد و سد نقش بد نشست | تا ریختیم با تو بد افتاد نرد ما | |||||
| وحشی گرفت خاطر ما از حریم دیر | ||||||
| رفتیم تا کجاست دگر آبخورد ما | ||||||
●