مثنوی معنوی/نی‌نامه

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' مثنوی معنوی  از مولوی
نی‌نامه
پادشاه و کنیزک
به تصحیح نیکلسون


بسم الله الرحمن الرحیم

 بشنو از نی چون حکایت میکنداز جداییها شکایت میکند 
 کز نیستان تا مرا ببریده‌انداز نفیرم مرد و زن نالیده‌اند 
 سینه خواهم شرحه شرحه از فراقتا بگویم شرح درد اشتیاق 
 هر کسی کو دور ماند از اصل خویشباز جوید روزگار وصل خویش 
 من بهر جمعیتی نالان شدمجفت بدحالان و خوش‌حالان شدم ۵
 هر کسی از ظن خود شد یار مناز درون من نجست اسرار من 
 سر من از نالهٔ من دور نیستلیک چشم و گوش را آن نور نیست 
 تن ز جان و جان ز تن مستور نیستلیک کس را دید جان دستور نیست 
 آتشست این بانگ نای و نیست بادهر که این آتش ندارد نیست باد 
 آتش عشقست کاندر نی فتادجوشش عشقست کاندر می فتاد ۱۰
 نی حریف هر که از یاری بریدپردها اش پردهای ما درید 
 همچو نی زهری و تریاقی که دیدهمچو نی دمساز و مشتاقی که دید 
 نی حدیث راه پر خون می‌کندقصهای عشق مجنون می‌کند 
 محرم این هوش جز بیهوش نیستمر زبان را مشتری جز گوش نیست 
 در غم ما روزها بیگاه شدروزها با سوزها همراه شد ۱۵
 روزها گر رفت گو رو باک نیستتو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست 
 هر که جز ماهی ز آبش سیر شدهر که بی روزیست روزش دیر شد 
 در نیابد حال پخته هیچ خامپس سخن کوتاه باید والسلام 
 بند بگسل باش آزاد ای پسرچند باشی بند سیم و بند زر 
 گر بریزی بحر را در کوزهٔچند گنجد قسمت یک روزهٔ 
۲۰ کوزهٔ چشم حریصان پر نشدتا صدف قانع نشد پر دُر نشد 
 هر کرا جامه ز عشقی چاک شداو ز حرص و جمله عیبی پاک شد 
 شاد باش ای عشق خوش سودای ماای طبیب جمله علت‌های ما 
 ای دوای نخوت و ناموس ماای تو افلاطون و جالینوس ما 
۲۵ جسم خاک از عشق بر افلاک شدکوه در رقص آمد و چالاک شد 
 عشق جان طور آمد عاشقاطور مست و خرّ موسی صاعقا 
 با لب دمساز خود گر جفتمیهمچو نی من گفتنی‌ها گفتمی 
 هرک او از هم‌زبانی شد جدابی‌زبان شد گر چه دارد صد نوا 
 چونک گل رفت و گلستان درگذشتنشنوی زان پس ز بلبل سرگذشت 
۳۰ جمله معشوقست و عاشق پردهٔزنده معشوقست و عاشق مردهٔ 
 چون نباشد عشق را پروای اواو چو مرغی ماند بی‌پروای او 
 من چگونه هوش دارم پیش و پسچون نباشد نور یارم پیش و پس 
 عشق خواهد کین سخن بیرون بودآینه غماز نبود چون بود 
 آینه‌ات دانی چرا غماز نیستزآنک زنگار از رخش ممتاز نیست 
۳۵ بشنوید ای دوستان این داستانخود حقیقت نقد حال ماست آن