شاهنامه (تصحیح ژول مل)/نامهٔ سیاوش به کاوس
ظاهر
نامهٔ سیاوش بکاؤس
| سیاوش چو در بلخ شد با سپاه | یکی نامه فرمود نزدیک شاه | |||||
| نوشتن بمشک وگلاب وعبیر | چنان چون سزاوار بد در حریر | |||||
| نخست آفرین کرد بر کردگار | کزویست فیروز وبه روزگار | |||||
| خداوند خورشید وگردنده ماه | فروزندهٔ تاج وتخت وکلاه | ۷۰۰ | ||||
| کسیرا که خواهد کند سربلند | دگررا کند سوگوار ونژند | |||||
| چرا نه بفرمان او در نه چون | خرد کرد باید بدین رهنمون | |||||
| از آن دادگر کو جهان آفرید | ابا آشکارا نهان آفرید | |||||
| همی آفرین باد بر شهریار | همه نیکوئی باد فرجام کار | |||||
| ببلخ آمدم شاد وفیروز بخت | بفرّ جهاندار با تاج وتخت | ۷۰۵ | ||||
| سه روز اندر آن جنگ شد روزگار | چهارم ببخشود پروردگار | |||||
| سپهرم بترمد شد وبارمان | بکردار ناوک بجست از کمان | |||||
| کنون تا بجیحون سپاه منست | جهان زیر فرّ کلاه منست | |||||
| بسغد است با لشکر افراسیاب | سپاه وسپهبد برآن روی آب | |||||
| گرایدون که فرمان دهد شهریار | سپه بگذرانم کنم کارزار | ۷۱۰ | ||||