شاهنامه (تصحیح ژول مل)/زادن منوچهر از مادرش
ظاهر
زادن منوچهر از مادرش
| بسر بر شکفتی نگر چون نمود | چو برگشت نه ماه چرخ کبود | |||||
| یکی پور زاد آن هنرمند ماه | چگونه سزاوار دیهم و گاه | |||||
| چو از مادر مهربان شد جدا | سبک تاختندش سوی پادشا | ۶۱۰ | ||||
| برنده بدو گفت که ای تاجور | یکی شاد کن دل بر ایرج نگر | |||||
| جهانبخشرا لب پر از خنده شد | تو گفتی مگر ایرجش زنده بود | |||||
| نهاد آن گرانمایه را در کنار | نیایش همی کرد با کردگار | |||||
| که ای کاشکی دیده بودی مرا | که یزدان رخ او نمودی مرا | |||||
| زبس کز جهان آفرین کرد یاد | ببخشود و دیده بدو باز داد | ۶۱۵ | ||||
| فریدون چو روشن جهانرا بدید | بچهر نو آمد سبک بنگرید | |||||
| همی گفت که ان روز فرخنده باد | دل بد سگالان ما کنده باد | |||||
| می روشن آورد و پرمایه جام | مناچهر را داد منوچهر نام | |||||
| چنین گفت که از پاک مام و پدر | یکی شاخ شایسته آمد ببر | |||||
| چنان پروریدش که باد هوا | برو بر گذشتن ندیدی روا | ۶۲۰ | ||||
| پرستندة کش ببرداشتی | زمینرا پی هیچ نگذاشتی | |||||
| بپای اندرش مشک سارا بدی | روان بر سرش چتر دیبا بدی | |||||
| چنین تا برآمد برین سالیان | نیآمدش زاختر زمان زیان | |||||
| هنرها که بد پادشارا بکار | بیآموختش نامور شهریار | |||||
| چو چشم و دل پادشاه باز شد | جهان نیز با او پر آواز شد | ۶۲۵ | ||||
| نیا تخت زرّین و گرز گران | بدو داد و پیروزه تاج سران | |||||
| کلید در گنج زرّ و گهر | همان تخت و طوق و کلاه و کمر | |||||
| سراپرده از دیبة رنگ رنگ | بدو اندرون خیمه های پلنگ | |||||
| جه اسپان تازی بزرّین ستام | چه شمشیر هندی بزرّین نیام | |||||
| چه از جوشن و ترک و رومی زره | کشاینده مر بند ها را گرد | ۶۳۰ | ||||
| کمانهای چاچی و تیر خدنگ | سپرهای چینی و ژوپن جنگ | |||||
| برین گونه آراسته گنجها | بگر آمده در بسی رنجها | |||||
| سراسر سزای منوچهر دید | دل از خویشتن زو پر از مهر دید | |||||
| همه پهلوانان لشکرشرا | همه نامداران کشورشرا | |||||
| بفرمود تا پیش او آمدند | همه با دلی کینه جو آمدند | ۶۳۵ | ||||
| بشاهی برو آفرین خواندند | زبرجد بتاجش برافشاندند | |||||
| بجشن نو آئین و روز بزرگ | شده در جهان میش هراه گرگ | |||||
| سپهدار چون قارن کاوگان | سپه کش چو شیروی شیر ژیان | |||||
| چو گرشاسب گردنکش تیغ زن | چو سام نریمان یل انجمن | |||||
| قباد و چو کشواد زرّین کلاه | بسی نامداران گیتی پناه | ۶۴۰ | ||||
| چو شد ساخته کار لشکر همه | برآمد سر شهریار از رمه | |||||