شاهنامه (تصحیح ترنر ماکان)/گفتار در سرگذشت دقیقی شاعر

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
گفتار اندر فراهم آوردن شاهنامه شاهنامه  از فردوسی
گفتار در سرگذشت دقیقی شاعر
گفتار اندر بنیاد نهادن کتاب و اندرز دوست درین باب


گفتار در سرگذست دقیقی شاعر

 چو از دفتر این داستانها بسیهمی خواند خواننده بر هر کسی 
 جهان دل نهاده بدین داستانهمان بخردان نیز و هم راستان 
 جوانی بیامد گشاده زبانسخن گوی خوش طبع و روشن روان 
 به نظم آرم این نامه را گفت منازو شادمان شد دلِ انجمن 
 جوانیش را خوی بد یار بودابا بد همیشه به پیکار بود 
 برو تاختن کرد ناگاه مرگنهادش بسر بر یکی تیره ترگ 
 بدان خوی بد جانِ شیرین بدادنبود از جهان دلش یک روز شاد 
 یکایک ازو بخت برگشته شدبدستِ یکی بنده بر کشته شد 
 ز گشتاسپ و ارجاسپ بیتی هزاربگفت و سرامد برو روزگار 
 برفت او و این نامه ناگفته ماندچنان بخت بیدارِ او خفته ماند 
 بکن عفو یا رب گناهِ ورابیفزای در حشر جاهِ ورا