دیوان کامل وحشی بافقی/سد حیف از محبت بیش از قیاس ما
ظاهر
۲۲
| سد حیف از محبت بیش از قیاس ما | با بیوفای حقّ وفا ناشناس ما | |||||
| بودی براه سیل بسی به که راه او | طرح بنای عشق محبت[۱] اساس ما | |||||
| عیبش کنند ناگه و باشد بجای خویش | گو دور دار اطلس خویش از پلاس ما | |||||
| ما را بدست رشک مده خود بکش[۲] بجور | اینست از مروت تو التماس ما | |||||
| کفران نعمتش سبب قطع وصل شد | زینش بتر[۳] سزاست دل ناسپاس ما | |||||
| ترسم که نایدش بنظر بند پاره نیز | دارد اگر نگاه تو زینگونه پاس ما | |||||
| وحشی ازین عزا بدر آییم، تا بکی | ||||||
| باشد کهن پلاس[۴] مصیبت لباس ما | ||||||
●