دیوان حافظ/بارها گفتهام و بار دگر میگویم
ظاهر
| ۳۸۰ | بارها گفتهام و بار دگر میگویم | که من دلشده این ره نه بخود میپویم | ۳۶۱ | |||
| در پس آینه طوطی صفتم داشتهاند | آنچه استاد ازل گفت بگو میگویم | |||||
| من اگر خارم و گر گل چمن آرائی هست | که از آن دست که او میکشدم[۱] میرویم | |||||
| دوستان عیب من بیدل حیران مکنید | گوهری دارم و صاحب نظری میجویم | |||||
| گر چه با دلق ملمّع می گلگون عیبست | مکنم عیب کزو رنگ ریا میشویم | |||||
| خنده و گریهٔ عشّاق ز جائی دگرست | میسرایم بشب و وقت سحر میمویم | |||||
| حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی | گو مکن عیب که من مشک ختن میبویم | |||||
- ↑ چنین است در نسخ قدیمه مانند خ ق نخ، سایر نسخ: که میپروردم.