دیوان بیدل دهلوی/غزلیات/خط جبین ماست هماغوش نقش پا
ظاهر
| خط جبین ماست هماغوش نقش پا | دارد هجوم سجدهٔ ما جوش نقش پا | |||||
| راه عدم به سعی نفس قطع میکنیم | افکندهایم بار خود از دوش نقش پا | |||||
| رنج خمارتا نرسد در سراغ دوست | بستم سبوی آبله بر دوش نقش پا | |||||
| چون جاده تا به راه رضا سر نهادهایم | موجگل است برسر ما جوش نقش پا | |||||
| سامان عیش ما نشودکم ز بعد مرگ | تا مشت خاک ماست قدح نوش نقش پا | |||||
| ماییم و آرزوی جبینسایی دری | افسرچه میکند سرمدهوش نقش پا | |||||
| چشم اثر ندیده ز رفتار ما نشان | چون سایهام خراب فراموش نقش پا | |||||
| هر سرکه پخت دیگ خیال رعونتی | پوشیدش آسمان ته سرپوش نقش پا | |||||
| مستانه میخرامی و ترسمکه در رهت | با رنگ چهرهام بپرد هوش نقش پا | |||||
| در هر قدم ز شوق خرام تو میکشد | خمیازهٔ فغان لب خاموش نقش پا | |||||
| گاه خرام میچکد از پای نازکت | رنگ حنا بهگرمی آغوش نقش پا | |||||
| رنگ بنایم از خط تسلیم ریختند | یک جبهه سجده است برودوش نقش پا | |||||
| بیدل ز جوش آبلهام در ره طلب | گوهرفروش شد چوصدفگوش نقش پا | |||||