دیوان حافظ/سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سالها پیروی مذهب رندان کردم دیوان حافظ  از حافظ
سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم
صلاح از ما چه میجوئی که مستانرا صلا گفتیم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۷۹ سرم خوشست و ببانگ بلند میگویمکه من نسیم حیات از پیاله میجویم ۳۴۹
 عبوس زهد بوجه خمار ننشیندمرید خرقهٔ دردی‌کشان خوش خویم 
 شدم فسانه بسرگشتگی و ابروی دوستکشید در خم چوگان خویش چون گویم 
 گرم نه پیر مغان در بروی بگشایدکدام در بزنم چاره از کجا جویم 
 مکن درین چمنم سرزنش بخودروئیچنانکه پرورشم میدهند میرویم 
 تو خانقاه و خرابات در میانه مبینخدا گواه[۱] که هر جا که هست با اویم 
 غبار راه طلب کیمیای بهروزیستغلام دولت آن خاک عنبرین بویم 
 ز شوق نرگس مست بلندبالائیچو لاله با قدح افتاده بر لب جویم 
  بیار می که بفتویّ حافظ از دل پاک  
  غبار زرق بفیض قدح فروشویم  

  1. چنین است در اغلب نسخ، س ی: خدا گواست.