دیوان حافظ/سالها پیروی مذهب رندان کردم
ظاهر
| ۳۱۹ | سالها پیروی مذهب رندان کردم | تا بفتویّ خرد حرص بزندان کردم | ۳۶۸ | |||
| من بسر منزل عنقا نه بخود بردم راه | قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم | |||||
| سایهٔ بر دل ریشم فکن ای گنج روان | که من این خانه بسودای تو ویران کردم | |||||
| توبه کردم که نبوسم لب ساقیّ و کنون | میگزم لب که چرا گوش بنادان کردم | |||||
| در [۱] خلاف آمد عادت بطلب کام که من | کسب جمعیّت از آن زلف پریشان کردم | |||||
| نقش مستوری و مستی نه بدست من و تست | آن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم | |||||
| دارم از لطف ازل جنّت فردوس طمع | گر چه دربانی میخانه فراوان کردم | |||||
| این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت | اجر صبریست که در کلبهٔ احزان کردم | |||||
| صبح خیزیّ و سلامت طلبی چون حافظ | هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم | |||||
| گر بدیوان غزل صدرنشینم چه عجب | ||||||
| سالها بندگی صاحب دیوان کردم | ||||||
- ↑ چنین است در خ، نسخ دیگر: از،