حافظ (غزلیات)/سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم)
'


سال‌ها پیروی مذهب رندان کردمتا به فتوی خرد حرص به زندان کردم
من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راهقطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
سایه‌ای بر دل ریشم فکن ای گنج روانکه من این خانه به سودای تو ویران کردم
توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنونمی‌گزم لب که چرا گوش به نادان کردم
در خلاف آمد عادت بطلب کام که منکسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم
نقش مستوری و مستی نه به دست من و توستآن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم
دارم از لطف ازل جنت فردوس طمعگر چه دربانی میخانه فراوان کردم
این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواختاجر صبریست که در کلبه احزان کردم
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظهر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
گر به دیوان غزل صدرنشینم چه عجبسال‌ها بندگی صاحب دیوان کردم