دیوان حافظ/ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها دیوان حافظ  از حافظ
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را


ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده بازگردد یا برآید چیست فرمان شما
کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت     بمستان شما
بخت خواب‌آلود ما بیدار خواهد شد مگر زآنکه زد بر دیده آبی[۱] روی رخشان شما
با صبا همراه بفرست از رخت گل‌دسته‌ٔ بو که بوئی بشنویم از خاک بستان شما
عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم گر چه جام ما نشد پرمی بدوران شما
دل خرابی میکند دلدار را آگه کنید زینهار ای دوستان جان من و جان شما
کی دهد دست این غرض یا‌رب که همدستان شوند خاطر مجموع ما زلف پریشان شما
دوردار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری کاندرین ره کشته بسیارند قربان شما
ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما
گر چه دوریم از بساط قرب همّت دور نیست بندهٔ شاه شماییم و ثناخوان شما
ای شهنشاه بلنداختر خدا را همّتی
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما
  1. در نسخهٔ خ این سه کلمه محو شده و بعد بجای آن بهمین نحو که در متن است نوشته شده و صورت اصلی معلوم نیست.