حافظ (غزلیات)/اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد)
'


 اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزدور از طلب بنشینم به کینه برخیزد 
 و گر به رهگذری یک دم از وفاداریچو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد 
 و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوسز حقه دهنش چون شکر فروریزد 
 من آن فریب که در نرگس تو می‌بینمبس آب روی که با خاک ره برآمیزد 
 فراز و شیب بیابان عشق دام بلاستکجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد 
 تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده بازهزار بازی از این طرفه‌تر برانگیزد 
 بر آستانه تسلیم سر بنه حافظکه گر ستیزه کنی روزگار بستیزد