انوری/یمدح الصدر کمال‌الدین محمد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
در مدح عمادالدین پیروزشاه انوری (۱۳۳۷ خورشیدی)  از انوری
یمدح الصدر کمال‌الدین محمد
در مدح ملکان شهاب‌الدین و ناصرالدین فرمود
تصحیح از سعید نفیسی


یمدح الصدر کمال‌الدین محمد

 گر چرخ را در این حرکت هیچ مقصدستاز خدمت محمد بن نصر احمدست 
 فرزانه‌ای که بابت گاهست و بالشستآزاده‌ای که درخور صدرست و مسندست 
 با بذل دست بخشش او ابر مدخلستبا سیر برق خاطر او ابر معقدست 
 از عزم او طلایهٔ تقدیر منهزمبا رای او زمانهٔ خورشید اسودست 
 چون حرف آخرست ز ابجد گه سخنوز راستی چو حرف نخستین ابجدست 
 ای سروری، که حزم تو تسدید ملک راهنگام دفع حادثه سد مسددست 
 تا ملک ز اهتمام تو تمهید یافتستشغل ملوک و کار ممالک ممهدست 
 از عادت حمید تو هر دم بتازگیرسمیست در جهان، که جهان مجددست 
 تادست تو گشاده شد اندر مکاتبتاز خجلت تو دست عطارد مقیدست 
 اصل جهان تویی و ازو پیشی، آنچنانکاصل عدد یکیست ولی نامعددست 
 چشم نیاز پیش کف تو چنان بودگویی که چشم افعی پیش زمردست 
 خصم ترا بفرق برست از زمانه دستتاپای تو ز مرتبه بر فرق فرقدست 
 اسب فلک زبون عنان تو شد چنانکماه و مجره اسب ترا نعل و مقودست 
 تا شکل گنبد فلک و درع آفتابچون درقهٔ مکوکب و درع مزردست 
 تیغ فلک بتیغ تو اندر نیام بادتا بر فلک مجره چو تیغ مهندست 
 چشم بد از تو دور، که در روزگار توچشم بلا و فتنهٔ ایام ارمدست