انوری/سید اباطالب نعمه را فرمود
ظاهر
< انوری
سید اباطالب نعمه را فرمود
| آنکه بر سلطان گردون نور رایش غالبست | پادشاه آل یاسین، مجد دین بوطالبست | |||||
| آسمان همت خداوندی، که همچون آسمان | همتش بر طول و عرض آفرینش غالبست | |||||
| آنکه تا او در سرای آفرینش آمدست | تنگ عیشی از سرای آفرینش غایبست | |||||
| بحر در موج شبانروزی دلش را زیر دست | ابر در باران نوروزی کفش را نایبست | |||||
| آز محتاجان چو کلکش در مسیر آمد، بسوخت | آزگویی دیو و کلک او شهاب ثاقبست | |||||
| دی همی گفتم که: از دیوان رأی صایبش | آفتاب و ماه را هر روز نوری راتبست | |||||
| آسمان گفتا: چه میگویی؟ که گوید در جهان | پرتو نور نبوت را که رای صایبست؟ | |||||