کلیات سعدی/مواعظ/کسی که او نظر مهر در زمانه کند
ظاهر
< کلیات سعدی | مواعظ
| کسی که او نظر مهر در زمانه کند | چنان سزد که همه کار عاقلانه کند | |||||
| هر آنچه خاطر موری ازو بیازارد | اگرچه آب حیاتست ازان کرانه کند | |||||
| قناعتست و مروت نشان آزادی | نخست خانهٔ دل وقف این دوگانه کند | |||||
| چو نیک و بد بسر آید جهان همان بهتر | که زندگی همه بر طبع شادمانه کند | |||||
| زبان ز گفتن و ناگفتنی نگه میدار | که شمع، هستی خود در سر زبانه کند | |||||
| درین سرای که اول ز آخرش عدمست | بخلق خوش طلب عمر جاودانه کند | |||||
| زمانه را چو شناسی که چیست عادت او | روا بود که کسی تکیه بر زمانه کند؟ | |||||
| بنقد خوش خور و خوش نوش و نام نیک اندوز | که عاقل از پی یک نوش صد بهانه کند | |||||
| مخور غمی که بفردا چگونه خواهد بود | که چرخ عمر تو ضایع برین ترانه کند | |||||
| اگر چه عالم خاکی نیرزد اندر راه | برای تیر نظر عاقلی نشانه کند (؟) | |||||
| ز گوشهٔ بجهان ناکوتر تر نبود (؟) | که تا وظایف طاعات ازو دانه کند (؟) | |||||
| کسی که صحبت سعدی طلب کند در دهر | سعادت دو جهانی طلب چرا نه کند | |||||
| اگر چه کار عمارت طریق دانش نیست | علی الخصوص کسی کاندرین زمانه کند | |||||
| بود هر آینه نزدیک عاقلان معذور | کسی که از پی مسکن اساس خانه کند | |||||
| که گرچه مرغ توکل کند بدانه و آب | بدست خود ز برای خود آشیانه کند[۱] | |||||
***
- ↑ این قطعه در یک نسخه دیده شد و تصحیح بعضی از ابیات آن ممکن نشد.