کلیات سعدی/غزلیات/نه دسترسی به یار دارم
ظاهر
< کلیات سعدی | غزلیات
۳۹۰– ط
| نه دسترسی بیار دارم | نه طاقت انتظار دارم | |||||
| هر جور که از تو بر من آید | از گردش روزگار دارم | |||||
| در دل غم تو کنم خزینه | گر یکدل و گر هزار دارم | |||||
| این خسته دلم چو[۱] موی باریک | از زلف تو یادگار دارم | |||||
| من کانده تو کشیده باشم | اندوه زمانه خوار دارم | |||||
| در آب دو دیده از تو غرقم | و امید لب و کنار دارم | |||||
| دل بردی و تن زدی همین بود | من با تو بسی شمار دارم | |||||
| دشنام همی دهی بسعدی؟ | من با دو لب تو کار دارم | |||||
- ↑ این خسته تن چو، این جثه همچو.