کلیات سعدی/غزلیات/صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
ظاهر
< کلیات سعدی | غزلیات
۹۷– ق
| صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست | بر خوردن از درخت امید وصال دوست | |||||
| بختم نخفته بود که از خواب بامداد | برخاستم بطالع فرخنده فال دوست | |||||
| از دل برون شو ای غم دنیا و آخرت | یا خانه جای خواب بود یا مجال دوست[۱] | |||||
| خواهم که[۲] بیخ صحبت اغیار برکنم | در باغ دل رها نکنم جز نهال دوست | |||||
| تشریف داد و رفت ندانم ز بیخودی | کاین دوست بود در نظرم یا خیال دوست | |||||
| هوشم نماند و عقل برفت و سخن ببست | مقبل کسی که محو شود در کمال دوست | |||||
| سعدی حجاب نیست تو آئینه پاک دار | زنگارخورده چون بنماید جمال دوست؟ | |||||
- ↑ تجدیدنظر: یا خانه جای رخت بود یا مجال دوست
- ↑ منبعد.