کلیات سعدی/بوستان/باب اول/خبر یافت گردنکشی در عراق
ظاهر
| خبر یافت گردنکشی در عراق | که میگفت مسکینی از زیر طاق | |||||
| تو هم بر دری هستی امیدوار | پس امید بر در نشینان برآر | |||||
***
| نخواهی که باشد دلت دردمند | دل دردمندان برآور ز بند | |||||
| پریشانی خاطر دادخواه | براندازد از مملکت پادشاه | |||||
| تو خفته خنک در حرم نیمروز | غریب از برون گو بگرما بسوز | |||||
| ستانندهٔ داد آنکس خداست | که نتواند از پادشه دادخواست | |||||