پروین اعتصامی (مثنویات و تمثیلات و مقطعات)/ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
پروین اعتصامی (مثنویات و تمثیلات و مقطعات) توسط پروین اعتصامی
(ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن)

 ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتندل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن   نزد شاهین محبت بی پر و بال آمدنپیش باز عشق آئین کبوتر داشتن   سوختن بگداختن چون شمع و بزم افروختنتن بیاد روی جانان اندر آذر داشتن   اشک را چون لعل پروردن بخوناب جگردیده را سوداگر یاقوت احمر داشتن   هر کجا نور است چون پروانه خود را باختنهر کجا نار است خود را چون سمندر داشتن   آب حیوان یافتن بیرنج در ظلمات دلزان همی نوشیدن و یاد سکندر داشتن   از برای سود، در دریای بی پایان علمعقل را مانند غواصان، شناور داشتن   گوشوار حکمت اندر گوش جان آویختنچشم دل را با چراغ جان منور داشتن   در گلستان هنر چون نخل بودن بارورعار از ناچیزی سرو و صنوبر داشتن   از مس دل ساختن با دست دانش زر نابعلم و جان را کیمیاگر داشتن   همچو مور اندر ره همت همی پا کوفتنچون مگس همواره دست شوق بر سر داشتن