پروین اعتصامی (قصائد)/دانی که را سزد صفت پاکی:
ظاهر
| دانی که را سزد صفت پاکی: | آنکو وجود پاک نیالاید | |||||
| در تنگنای پست تن مسکین | جان بلند خویش نفرساید | |||||
| دزدند خود پرستی و خودکامی | با این دو فرقه راه نپیماید | |||||
| تا خلق ازو رسند بسایش | هرگز بعمر خویش نیاساید | |||||
| آنروز کسمانش برافرازد | از توسن غرور بزیر آید | |||||
| تا دیگران گرسنه و مسکینند | بر مال و جاه خویش نیفزاید | |||||
| در محضری که مفتی و حاکم شد | زر بیند و خلاف نفرماید | |||||
| تا بر برهنه جامه نپوشاند | از بهر خویش بام نیفراید | |||||
| تا کودکی یتیم همی بیند | اندام طفل خویش نیاراید | |||||
| مردم بدین صفات اگر یابی | گر نام او فرشته نهی، شاید | |||||