وحشی بافقی (غزلیات)/گل چیست اگر دل ز غم آزاد نباشد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(گل چیست اگر دل ز غم آزاد نباشد)
'


 گل چیست اگر دل ز غم آزاد نباشداز گل چه گشاید چو دلی شاد نباشد 
 خواهم که ز بیداد تو فریاد برآرمچندان که دگر طاقت فریاد نباشد 
 شهری که در او همچو تو بیدادگری هستبیدادکشان را طمع داد نباشد 
 پروانه که و ، محرمی خلوت فانوسچون در حرم شمع ره باد نباشد 
 سنگی به ره توسن شیرین نتوان یافتکاتش به دلش از غم فرهاد نباشد 
 وحشی چه کنی ناله که معمور نشد دلبگذار که این غمکده آباد نباشد