وحشی بافقی (غزلیات)/گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند)
'


 گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماندجاوید سایه‌ی او بر فرق ما بماند 
 رفت آنکه لشکری را در حمله‌ای شکستیلشکر شکن اگر رفت کشور گشا بماند 
 ماه سپهر مسند ، شد از صف کواکبمهر ستاره‌ی خیل ، گردون لوا بماند 
 عباس بیک اعظم کز بار احتشامشتا انقراض عالم گردون دو تا بماند 
 خان ضعیف پرور کز بهر حفظ جانشبر چرخ عالمی را دست دعا بماند 
 خورشید خادم او ، گردون ملازم اوتا حشر این بزرگی، وین کبریا بماند 
 گردون ذخیره سازد گرد سم سمندشکز بهر چشم گردون این توتیا بماند 
 گر دست تیغ فتنه گردون بلند سازدخشک از نهیب عدلش اندر هوا بماند 
 گر جان گذاشت خالی نخل رسیده‌ی اواو هر دو تازه نخلش او را بجا بماند 
 این را به باغ دولت و آنرا به گلشن بختیارب که تا قیامت نشو و نما بماند 
 تو جاودان بمانی گر او نماند باقیاقبال تو جهان را تا انتها بماند 
 وحشی همیشه ماند این زبده‌ی زمانهتا هیچکس نماند تنها خدا بماند