وحشی بافقی (غزلیات)/کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش)
'


 کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورشجان شیرین داد و غیر از تیشه نامد بر سرش 
 آنکه مشت استخوانی بود بگذر سوی اوتا ببینی ز آتش هجران کفن خاکسترش 
 جمله از خاک درش خیزند روز رستخیزبسکه بیماران غم مردند بر خاک درش 
 دست برخنجر خرامان می‌رود آن ترک مستمانده چشم حسرت خلقی به دست و خنجرش 
 فکر زلفت از سر وحشی سر مویی نرفتگر چه مویی گشت از زلف تو جسم لاغرش