وحشی بافقی (غزلیات)/کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست)
'


 کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیستقرب نزدیکان مجلس حرف و صوتی بیش نیست 
 در صلات عاشقان دوری و تنهاییست رکنگو قضا کن طاعت خود هر که اینش کیش نیست 
 ما نکو دانیم طور حسن دور افتاده دوستقرب ارزانی به مشتاقی که دور اندیش نیست 
 بر سر خوانند نزدیکان ولیکن لطف شاهمنتظر جز بر ره دریوزه‌ی درویش نیست 
 انگبین زهر هلاک تست با دوری بسازای مگس مرگ تو در نوش است اندر نیش نیست 
 دلبران وحشی حکیمانند ضایع کی کنندمرهم خود را بر آن دل کز محبت ریش نیست