وحشی بافقی (غزلیات)/چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بود

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بود)
'


 چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بودبر دل و جان ناز را چندین تقاضایی چه بود 
 در تصرف چون نمی‌آورد حسنت ملک دلاین حشر بردن به اقلیم شکیبایی چه بود 
 مشکلی دارم بپرسم از تو ، یا از یارتوجلوه‌ی خوبی چه و منع تماشایی چه بود 
 بود چون در کیش خوبی عیب عاشق داشتنجرم چشم ما چه باشد عرض زیبایی چه بود 
 گشته بودم مستعد عشق ، تقصیر از تو شدآنچه باشد کم مرا زاسباب رسوایی چه بود 
 از پی رم کرده آهویی که پنداری‌پریدکس نمی‌پرسد مراکاین دشت پیمایی چه بود 
 گر مرا می‌کرد بدخو همنشینیهای خاصوحشی اکنون حال من در کنج تنهایی چه بود