وحشی بافقی (غزلیات)/چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد)
'


 چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکردچه کارها که به فرموده‌ی فراق نکرد 
 زمانه وصل ترا سد سبب مهیا ساختولی چه سود که اقبالم اتفاق نکرد 
 هزار نقش وفاقم نمود ظاهر بختولیک باطن خود ساده از نفاق نکرد 
 کلید دار عنایت وسیله‌ها انگیختولیک بخت بدم با تو هم وثاق نکرد 
 چه ذوق از اینهمه تنگ شکر، که بخت گشودچو دفع تلخی هجر تو از مذاق نکرد 
 شد از فراق به یک ذره صبر راضی و نیستکسی که طاقت او را غم تو طاق نکرد 
 مذاق وحشی و این درد و غم که ساقی وقتنصیب ساغر ما باده‌ی رواق نکرد