وحشی بافقی (غزلیات)/چه دیدی ای که هرگز بد نبینی
ظاهر
| چه دیدی ای که هرگز بد نبینی | که سوی مبتلای خود نبینی | |||||
| عفا ک اله مرا کشتی و رفتی | نکو رفتی الاهی بد نبینی | |||||
| مجو پایان دریای محبت | که گردی غرق و آنرا حد نبینی | |||||
| ز مقصودم بر آوردی رقیبا | الاهی ره سوی مقصد نبینی | |||||
| چه طور بد ز من دیدی که سویم | به آن طوری که میباید نبینی | |||||
| منم وحشی همین مردود بزمش | به پیشش دیگران را بد نبینی | |||||