وحشی بافقی (غزلیات)/پیش تو بسی از همه کس خوارترم من
ظاهر
| پیش تو بسی از همه کس خوارترم من | زان روی که از جمله گرفتارترم من | |||||
| روزی که نماند دگری بر سر کویت | دانی که ز اغیار وفادار ترم من | |||||
| بر بی کسی من نگر و چارهی من کن | زان کز همه کس بی کس و بییارترم من | |||||
| بیداد کنی پیشه و چون از تو کنم داد | زارم بکشی کز که ستمکار ترم من | |||||
| وحشی به طبیب من بیچاره که گوید | کامروز ز دیروز بسی زارترم من | |||||