وحشی بافقی (غزلیات)/هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران)
'


 هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگرانسبزه‌ی او هنوز به از گل باغ دیگران 
 خلق روان به هر طرف بهر سراغ یار منبیهده من چرا روم بهر سراغ دیگران 
 رسته گلم ز بام و در جای دگر چرا رومبا گل خود چه می‌کنم سبزه‌ی باغ دیگران 
 من که میسرم شود صافی جام او چرادر دل خود کنم گره درد ایاغ دیگران 
 وحشی از او علاج کن سوز درون خویش رافایده چیست سوختن از تف داغ دیگران