وحشی بافقی (غزلیات)/نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد)
'


 نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشدنیاز بلهوس همچون نماز بی‌وضو باشد 
 ز مستی آنکه می‌گوید اناالحق کی خبر داردکه کرسی زیر پا، یا ریسمانش در گلو باشد 
 نهم در پای جان بندی که تا جاوید نگریزداز آن کاکل که من دانم گرم یک تار مو باشد 
 به خون غلتیدم از عشق تو، سد چون من نگرداندبه یک پیمانه آن ساقی کش این می‌در سبو باشد 
 نه صلحت باعثی‌دارد نه خشمت موجبی ، یاربچه خواند این طبیعت را کسی وین خو چه خو باشد 
 بدین بی مهری ظاهر مشو نومید ازو وحشیچه می‌دانی توشاید در ته خاطر نکو باشد