وحشی بافقی (غزلیات)/می‌کشم زان تند خو گر صد تغافل می‌کند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(می‌کشم زان تند خو گر صد تغافل می‌کند)
'


 می‌کشم زان تند خو گر صد تغافل می‌کنددیگری باشد کجا چندین تحمل می‌کند 
 می‌کند فریاد بلبل از کمال شوق بادغنچه گویا خنده‌ای در کار بلبل می‌کند 
 بر رخ چون زر سرشک همچو سیمم دید و گفتاین گدا را بین که اظهار تجمل می‌کند 
 زلف او دل برد و کاکل در پی جانست وایکانچه با جانم نکرد آن زلف، کاکل می‌کند 
 می‌کند بی نوگلی خونابه‌ی دل در کناردر چمن وحشی چنین دامن پر از گل می‌کند