وحشی بافقی (غزلیات)/من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردم)
'


 من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردماگر وحشی غزالی بود او را رام می‌کردم 
 درین مدت اگر اوقات من صرف ملک می‌شدباو در بزمگاه عیش می در جام می‌کردم 
 رهم را منتهایی نیست زان رو دورم از مقصداگر می‌داشت پایانی منش یک گام می‌کردم 
 به کنج این قفس افتاده عاجز من همان مرغمکه تعلیم خلاص بستگان دام می‌کردم 
 به اندک صبر دیگر رفته بود این ناز بی‌موقعغلط کردم چرا این صلح بی هنگام می‌کردم 
 پیامی کرد کز شرمندگی مردم که گفت اوراشکایت گونه‌ای کز بخت نافرجام می‌کردم 
 چه ننگ آمیز نامی بوده پیش یار این وحشیبسی به بود ازین خود را اگر سگ نام می‌کردم