وحشی بافقی (غزلیات)/مشورت با غمزه چشمت را پی تسخیر کیست
ظاهر
| مشورت با غمزه چشمت را پی تسخیر کیست | باز این تدبیر بهر جان بی تدبیر کیست | |||||
| دست یاری کاستین مالیده جیب ما گرفت | جیب ما بگذاشت تا دیگر گریبانگیر کیست | |||||
| ای خدنگ غمزه ضایع کن به ما هم ناوکی | تا بداند جان ما آماجگاه تیر کیست | |||||
| این غرور نازیاد از بندی نو میدهد | حسن را در دست استغنا سر زنجیر کیست | |||||
| بندهای چون من که خواهد از تو قیمت یک نگاه | آورد گر دیگری در بیعش از تقصیر کیست | |||||
| نام گو موقوف کن وحشی که این طومار شوق | هست گویا کز زبان عجز بی تأثیر کیست | |||||