وحشی بافقی (غزلیات)/مشورت با غمزه چشمت را پی تسخیر کیست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(مشورت با غمزه چشمت را پی تسخیر کیست)
'


 مشورت با غمزه چشمت را پی تسخیر کیستباز این تدبیر بهر جان بی تدبیر کیست 
 دست یاری کاستین مالیده جیب ما گرفتجیب ما بگذاشت تا دیگر گریبانگیر کیست 
 ای خدنگ غمزه ضایع کن به ما هم ناوکیتا بداند جان ما آماجگاه تیر کیست 
 این غرور نازیاد از بندی نو میدهدحسن را در دست استغنا سر زنجیر کیست 
 بنده‌ای چون من که خواهد از تو قیمت یک نگاهآورد گر دیگری در بیعش از تقصیر کیست 
 نام گو موقوف کن وحشی که این طومار شوقهست گویا کز زبان عجز بی تأثیر کیست