وحشی بافقی (غزلیات)/قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست
ظاهر
| قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست | خوبی و فرخندگی جمله در این فال هست | |||||
| حال نکو بگذرد، بخت مددها کند | طالع خود دیدهام، شاهد این حال هست | |||||
| داد منجم نوید، گفت که با اخترت | ذلت پارینه رفت ، عزت امسال هست | |||||
| داد مریض مرا مژدهی صحت طبیب | گرچه هنوز اندکی مضطرب احوال هست | |||||
| طایر اقبال من شهپر دولت دماند | رخصت پرواز نیست ورنه پر وبال هست | |||||
| بخت ز دنبال چشم اشک مرا پاک کرد | مژده که این گریه را خنده ز دنبال هست | |||||
| وحشی و اقصای دیر کز طرف میکده | دردسر قال نیست ، سر خوشی حال هست | |||||