وحشی بافقی (غزلیات)/عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آرد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آرد)
'


 عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آردسر زنجیر گیرد و ز در عقلم درون آرد 
 من و رد و قبول بزم سلطانی که دربانشبه سد خواری کند بیرون به سد عزت درون آرد 
 به جرم عشق دربند یکی سلطان بی رحممکه هرکس آید از دیوان او فرمان خون آرد 
 سر خسرو ز گل گردد گران فرهاد را نازمکه گلگون را به گردن گیرد و از بیستون آرد 
 کمند جذبه‌ی معشوق اگر در جان نیاویزدکسی پروانه را در آتش سوزنده چون آرد 
 برو فارغ نشین وحشی که نخل آرزومندینیارد بار اگر هم آورد بار زبون آرد