وحشی بافقی (غزلیات)/دو هفته رفت که ننواختی به نیم نگاهم
ظاهر
| دو هفته رفت که ننواختی به نیم نگاهم | هنوز وقت نیامد که بگذری ز گناهم | |||||
| کرشمهای که نکاهد ز حسن اگر بنوازی | به لطف گاه به گاه و نگاه ماه به ماهم | |||||
| میان ما و تو سد گونه خشم شد همه بیجا | چنین مکن که مرا عیب میکنند و ترا هم | |||||
| کدام ملک به توفان دهم کدام بسوزم | که فرق تا به قدم سیل اشک و شعلهی آهم | |||||
| فتادهام به رهت چشم و گوش گشته سراپا | بیا که گوش به آواز پا و چشم به راهم | |||||
| مکن که عیب کنندت ز چون منی چو گریزی | که نیکنامی جاوید از برای تو خواهم | |||||
| چو وحشی از چمن وصل رستم اول وآخر | سموم بادیهی هجر ، زرد کرد گیاهم | |||||