وحشی بافقی (غزلیات)/دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوتر

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوتر)
'


 دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوترکه دلم بهانه جو شد من از و بهانه جوتر 
 گله گر کنم ز خویت بجز اینقدر نباشدکه شوند اگر تو خواهی قدری ازین نکوتر 
 همه رنگ حیله بینم پس پرده‌ی فریبتبرو ای دو رو که هستی ز گل دور و دوروتر 
 تو نه مرغ این شکاری پی صید دیگری روکه عقاب دیگر آمد به شکار این کبوتر 
 نه خوش آمده است وحشی تو غریب خوش اداییهمه طرز تازه گویی، ز تو کیست تازه گوتر