وحشی بافقی (غزلیات)/در راه عشق با دل شیدا فتادهایم
ظاهر
| در راه عشق با دل شیدا فتادهایم | چندان دویدهایم که از پا فتادهایم | |||||
| عاشق بسی به کوی تو افتاده است لیک | ما در میانهی همه رسوا فتادهایم | |||||
| پشت رقیب را همه قربست و منزلت | مردود درگه تو همین ما فتادهایم | |||||
| ما بیکسیم و ساکن ویرانهی غمت | دیوانههای طرفه به یک جا فتاده ایم | |||||
| وحشی نکردهایم قد از بار فتنه راست | تا در هوای آن قد رعنا فتادهایم | |||||