وحشی بافقی (غزلیات)/در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد)
'


 در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذردآغاز کردم اینچنین، انجام آن چون بگذرد 
 لیلی که شد مجنون ازو دور از خرد سد مرحلهکو تا ز عشق روی تو سد ره ز مجنون بگذرد 
 ای آنکه پرسی حال من وه چون بود حال کسیکزدیده هر دم بر رخش سد جدول خون بگذرد 
 از دل برآید شعله‌ای کاتش به عالم در زندهر گه که در خاطر مرا آن جامه گلگون بگذرد 
 وحشی که شد گوهرفشان در وصف عقد گوهرشنبود عجب کز نظم او از در مکنون بگذرد