وحشی بافقی (غزلیات)/در آن مجلس که او را همدم اغیار می‌دیدم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(در آن مجلس که او را همدم اغیار می‌دیدم)
'


 در آن مجلس که او را همدم اغیار می‌دیدماگر خود را نمی‌کشتم بسی آزار می‌دیدم 
 چه بودی گر من بیمار چندان زنده می‌بودمکه او را بر سر بالین خود یکبار می‌دیدم 
 به من لطفی نداری ورنه می‌کردی سد آزارمکه می‌ماندم بسی تا من ترا بسیار می‌دیدم 
 به مجلس کاش از من غیر می‌شد آنقدر غافلکه یک ره بر مراد خویش روی یار می‌دیدم 
 عجب گر زنده ماند شمع سان تا صبحدم وحشیکه امشب ز آتش دل کار او دشوار می‌دیدم