وحشی بافقی (غزلیات)/درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد)
'


 درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجدخیال روی او اینجا در او اغیار کی گنجد 
 ز حرف و صوت بیرونست راز عشق من با اورموز عشق وجدانیست در گفتار کی گنجد 
 من و آزردگی از عشق او حاشا معاذللهدلی کز مهر پر باشد در او آزار کی گنجد 
 به رطل بخت یک خمخانه می ساقی که بر لب نهبه ظرف تنگ من این باده‌ی بسیار کی گنجد 
 چه جای مرهم راحت دل بیمار وحشی رابجز حسرت در آن دل کز تو شد افکار کی گنجد