وحشی بافقی (غزلیات)/خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی)
'


 خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانیرسالت دل و جان سوی هم ز راه نهانی 
 کرشمه‌ی تو ز بس باشدش برای اجابتدعای زیر لب اندر میان آه نهانی 
 تو خوش نشسته به تمکین و حسن از تو نهفتهبه جلوه بهر فریبم به جلوه‌گاه نهانی 
 چه روزگار خوش است آن برای رفع مظنهعتاب ظاهر و سد لطف و عذر خواه نهانی 
 به غارت دل ما تاخت غمزه وای اسیریکش از کمین بدرآیند آن سپاه نهانی 
 به جرم دیدن پنهان بکش به فتوی نازمکه کشتنی نشود کس سگ گناه نهانی 
 ز خون وحشی اگر منکری نگاه به من کنکه بگذارنم از آن چشم سد گواه نهانی