وحشی بافقی (غزلیات)/خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد)
'


 خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشدبه هر جا پا نهم از بیخودی غوغای من باشد 
 خوش آن عشقی که در کوی جنونم خسروی بخشدجهان پر لشکر از اشک جهان پیمای من باشد 
 هوس دارم دگر در عشق آن شب زنده‌داری هاکه در هر گوشه‌ای افسانه‌ی سودای من باشد 
 خوش آن کز خار خار داغ عشق لاله رخساریجهانی لاله زار چشم خون پالای من باشد 
 مرا دیوانه سازد این هوس وحشی که از یاریمهی را گوش بر افسانه‌ی شبهای من باشد