وحشی بافقی (غزلیات)/خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را)
'


 خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه راسوخت عشق خانه سوز اول متاع خانه را 
 خواه آتش گوی و خواهی قرب، معنی واحد استقرب شمع است آنکه خاکستر کند پروانه را 
 هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشقکاینهمه گفتند و آخر نیست این افسانه را 
 گرد ننشیند به طرف دامن آزادگانگر براندازد فلک بنیاد این ویرانه را 
 می ز رطل عشق خوردن کار هر بی ظرف نیستوحشیی باید که بر لب گیرد این پیمانه را