وحشی بافقی (غزلیات)/جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست
ظاهر
| جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست | بد میرود این راه و روش هیچ نکو نیست | |||||
| دوری نگزیند ز رقیبان سر مویی | با ما کشش خاطر او یک سر مو نیست | |||||
| پیش تو سبب چیست که ما کم ز رقیبیم | آیین وفاداری ما خود کم ازو نیست | |||||
| گویی سخن از مهر به هر بی ره و رویی | هیچت ز همآوازی این طایفه رو نیست | |||||
| زین در برود گر غرضت رفتن وحشیست | حاجت به تغافل زدن و تندی خو نیست | |||||