وحشی بافقی (غزلیات)/جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد)
'


 جانان نظری کو ز وفا داشت نداردلطفی که از این پیش به ما داشت ندارد 
 رحمی که به این غمزده‌اش بود نماندستلطفی که به این بی سرو پا داشت ندارد 
 آن پادشه حسن ندانم چه خطا دیدکان لطف که نسبت به گدا داشت ندارد 
 گر یار خبردار شود از غم عاشقجوری که به این قوم روا داشت ندارد 
 وحشی اگر از دیده رود خون عجبی نیستکان گوشه‌ی چشمی که به ما داشت ندارد