وحشی بافقی (غزلیات)/تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست)
'


 تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هستطاقت و صبر مرا حوصله‌ی خواری هست 
 با دلم هر چه توان کرد بکن تا بکشدکز من و جان منش نیز مددکاری هست 
 می‌خرم مایه هر شکوه به سد شکر ز تومن خریدار، گرت جنس دل آزاری هست 
 گرد زنجیر به مژگان ادب پاک کندآنکه در قید کسش ذوق گرفتاری هست 
 ما به دامان تو نازیم که پاکست چو گلورنه در شهر بسی لعبت بازاری هست 
 شکر جورش کن و خشنودی او جو وحشیکه درازست شب حسرت و بیداری هست